MySQL error : Table 'motaf24_db.newsstat' doesn't exist
کد خبر : 54501 تاریخ ثبت : 1396/4/1 11:01:36
سید محمّد،مسافر بهشت جاوید الاثر سید محمد پوزش از نگاه همرزمان

سید محمّد،مسافر بهشت

شاید تصورش برای برخی دشوار باشد که چگونه می شود چهار فرزند را رها کرد و راهی جبهه شد اما امثال سید محمد در هشت سال دفاع مقدس، نمونه های بی شماری بودند .

به گزارش "مطاف24"، شاید تصورش برای برخی دشوار باشد که چگونه می شود چهار فرزند را رها کرد اما امثال سید محمد در هشت سال دفاع مقدس، نمونه های بی شماری بودند که دل از این دنیا کندند و به عشق وطن و مذهب و دینشان همه را گذاشتند تا به تکلیفشان عمل کنند و یقیناً آیندگان درباره ی آنها نظر مساعد خواهند داشت.

شهید سید محمد پوزش  1328/10/23در شهر بردستان  متولد شد و در عملیات رمضان در 1361/4/31 در شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و تاکنون پیکر پاک و مطهرش به وطن بازنگشته است.
مرد جهاد و اخلاص(1)
آن که توفیق شهادت جسته بود        کوله بارش از اول بسته بود
تیرماه 1361 مصادف با ماه مبارک رمضان بود. گرمای خوزستان به بالای 40 درجه رسیده بود. هواگرم بود. فرماندهان پس از عملیات یت المقدس به این نتیجه رسیده بودند که  عملیاتی دیگر در منطقه صورت گیرد تا ضربه ای کاری به رژیم بعث عراق وارد شود.موفقیت عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر، اسارت هزاران نفر از نیروهای عراقی و اهندام تجهیزات بی شمار دشمن شده بود روحیه ی مضاعفی به رزمندگان غیور ما بخشیده بود.


از سادات«بردستان» سید محمد و سید مصطفی پوزش ، من و برادرم سید عبدالحسین جهت شرکت در عملیات رمضان در منطقه بودیم. دست قضا، سید محمد و سید عبدالحسین در این عملیات مفقود شدند.
قبل از عملیات به اتفاق سید مصطفی به دیدار سید محمد رفتیم. او در یکی از پایگاه هایی که نیروهای تیپ المهدی استقرار یافته بودند، حضور داشت. وقتی سید محمد و سید مصطفی به هم رسیدند یکدیگر را در آغوش گرفتند. صحنه ای فراموش ناشدنی بود که هرگز فراموش نمی کنم. ساعتی در کنار یکدیگر نشستیم. از سید محمد خواستیم با توجه به این که مدت ها به مرخصی نرفته بود با استفاده  از مرخصی 48 ساعته سری به خانواده  بزند اما  او نپذیرفت. می گفت:« شاید در این مسافرت اتفاقی بیفتد فردای قیامت چه جوابی دارم. هم شرمنده شهدا می شوم که چرا میدان نبرد را ترک کرده ام و هم این که باعث افسوس خودم می شود».گویی سید می دانست که سرنوشتش در عملیات رمضان رقم می خورد. مرد جهاد و اخلاص مزدش را به خوبی گرفت.خداوند او را با اجداد طاهرینش محشور کند و به ما نیز نیرویی عطا فرماید تا راهش را ادامه دهیم.
مسافر بهشت(2)
از گذشته با سید محمد آشنایی داشتم.انصافا آدم خوبی بود.با ایمان بود. هیچ گونه غل و غشی در کارش نبود.اهل کلک نبود. پاک بود. حاضر نبود یک ریال خلاف کند.خیلی پرهیز می کرد.چه در دوره ی آموزشی و چه در جبهه برای یک بار هم که شده از سید ناراحت نشدیم.
از کازرون که با هم بودیم شهید«حاج علی بردستانی» به ما گفت سید چهره ی نورانی دارد و یقین دارم که شهید می شود. رفتار او جوری بود که ما را مجذوب کرده بود. همسنگری ها از سید روحیه می گرفتند.


در عملیات رمضان با هم بودیم. وضعیت به گونه ای شد که در ساعاتی از حمله،نیروها همدیگر  را گم کردند.شدت آتش و گرو خاک منطقه به حدی بود که یکدیگر را نمی دیدیم.در همین اثنا بود که سید را گم کردیم.از بین ما از سید محمد،حسین ربیعی و ابوطالب احمدی خبری نبود.
بیمارستان اهواز رفتیم.یک اصفهانی مجروح بود. شدت جراحتش زیاد بود ولی از ما درخواست داشت که به مجروح دیگری برسیم.می گفت از گروهان ما فقط 25 نفر برگشته اند. به محل تخلیه شهدا رفتیم. مرحوم حیدر ربیعی-پدر شهید حسین ربیعی- هم با ما بود. لیست شهدا را که آوردند هر چه جستجو کردیم اسم سید محمد نبود. اسم حسین ربیعی را پیدا کردیم،او شهید شده بود.


(1)روایت سید عبدالعلی موسوی کراماتی
(2)روایت حاج حسین ابراهیمی


منبع:کتاب محمّد،محمّد / نویسنده:عبدالحسین بحرینی نژاد

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه



 
 
نظرسنجی
نظر شما در مورد شهردار آینده ؟

- نتایج
اخبار دیر
تصاویر
اخبار استان
دیگر اخبار